
او یک مزدا قراضه داشت
ولی
وقتی با پلّه های فولاد پای خودش را بر رکاب خودروی شاسی بلندش گذاشت ؛
به همه خندید ؛ به تو هم خندید
قلی پور خوب فهمید ؛ ولیان هم همینطور
ولی اینکه حالا تو با مصلحت گام برداری که دود فولادش به چشم ما برود ؛ نمی دانم
جوانان خضری دشت بیاض به هیچ کس کار ندارند ؛
ولی برای شورای اسلامی شهر که پای صندوق آرا رفته اند خطِّ قرمز کشیده اند ؛
خدا نبخشد هرعضوی از شورای اسلامی را که با مصلحت اندیشی دودمان و تاریخ ما را به فروش بگذارد !
بنده با جوانان شهرم در ارتباطم و ایشان همواره از این لغزش،احساس خطر می کنند
ما با شما هستیم ؛ مبادا کوتاه بیایید ؛
خداوند نیامرزد آن مسئولی را که بدون ارتقاء خضری دشت بیاض به ارتقاء دیگری لبخند بزند
برخی ها به فرمودۀ حاج آقای . . . ملحدند و نباید رفتارها و گفتارهای مکّارانۀ آنها را به مثابه ریسمان آرزو پنداشت و به چاه رفت !
اینجا محلِّ دلنوشته های گذشته نیست ؛
اگر کمی رنگ تعصّب داشتیم نه تعلّق، با ریسمانِ آن ناقهرمان به چاهِ خوشبینی نمی افتادیم
داستان ارتقاء ما یک شبِ نوشته نشده که یک شبِ سوخته شود
شاید تو جای گرمی نشسته ای و شب ها آرام می خوابی
ولی در ییلاقِ مظلوم خضری دشت بیاض خیلی ها صورت زندگی را با قسط و قرض سرخ می کنند و درآمدِ اکثرِ برزگران و کشاورزان
به ماهی 200هزار تومان هم نمی رسد !
بفهم برادر من
اینجا سرزمینی است که از بیرون مسافران را کشته و از داخل مردمانش را
اینجا مردمانش با روحِ ولایت جان گرفته اند و با عشقِ ولایت زندگی می کنند
هیچ گاه شعار نویسی بر دیوار را یاد نگرفته اند و هیچ گاه جوانانش دستشان را با تولید موادّ مخدر آلوده نکرده اند !
مردمش با استقبال از حجه الاسلام عبادی واژۀ "نمایندۀ ولایت فقیه" را برای همه تعریف کردند
دریای جوشان خضری دشت بیاض در دلِ تاریخ همواره پرتلاطم بوده و خواهد بود ، اگر مسئولانش چشمه های جوشانِ عشق و امید را
در قلب مردمانش خشک نکنند ؛
شما را به کتاب الله سوگند می دهیم ذلّت و خواری را از شهرمان دور کنید که "غیرِ این باشد" جوانان شهر شبانه روز شما را
نفرین خواهند کرد .
وقتی پای خطبه های باشکوهِ حاج آقای یعقوبی می نشینید باید تفسیرِ نگاه نافذ و قاطع ایشان در مورد مباحث انقلابی منجمله
امید و اشتغال را در قلبتان نهادینه کنید و برای هر تعرفه ای که مردم به نام شما قلم زده اند پاسخگو باشید ؛
جناب آقای عبّاسیان ریاست محترم شورای شهر خضری دشت بیاض مبادا به این عهدنامۀ ننگینِ ترکمانچایِ منطقه تن در دهید که
تا اید باید پاسخگو باشید ؛
سعی نکنید بچّه های شهر عصبی شوند و تا لحظۀ جدایی از استان آرام نگیرند ؛
نگذارید داستان های تلخِ چاه آب شیرین و زمین های زراعی و . . . تکرار شود !
بگذارید همۀ جوانان شهر به سلّول بروند ولی بر پیشانیشان لکّۀ ننگِ بی غیرتی نقش نبندد ؛
