سالهاست که با "دروغ" تضمین کردن،پیشانیِ آرزو رو چین چین کردن
حسن خسروی خضری (شهرآرزوها) | شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۳۲ ب.ظ

شهرم شده مبتلای عشقی " مرغوب "
از عشقِ و عطش،همیشه چشمی مرطوب
از سه زاویه،به شهر من کُن نظری
هر زاویه،تکمیل شده با دگری
آن روز که " حاج مرتضی " قسمت شد
از زاویۀ سیّد علی دعوت شد . . .
هر ضلعِ نگاهش پُرِ پیمانۀ وضو
هر شب دلش خدا و نگاهش به آرزو
گلچین روزگار،به حاجی رسیده بود
در امتدادِ زاویه ای راست،چیده بود
بوی ارادت و ادبش،بود در مثال
نامش محمّد و به شریف بود اتّصال
آن سوی زاویه به "حسین" بود متّصل
در امتدادِ زاویه اش،جاگرفته دل
نیم خط همدلی ز حسین وصل تا شریف
اضلاعِ آرزو،زده نقشی بسی ظریف
در متنِ مثلث،دل شهرم رمیده ناز
مجموعه ای زقلب و قنوت و ز جانماز
حک گشته در میانِ سه خط "شکلِ ارتقاء "
شرطِ . . . ادامه دادنِ "زنجیرۀ بقاء"
باشد که کنار هم،نوازش باشیم
بر نقطۀ ارتقاء چو "تابش" باشیم
در شهرِ خدا،به ناخدا باج ندیم
هر آنچه گرفته ایم، به تاراج ندیم
قربون سه سیمای سه تاتون گردم
من از رقبایِ بی خدا،دلسردم
هیچگاه اسیرِ حرفِ تسلیم نشین
چون خاطره ای سرد،به تقویم نشین
سالهاست که با "دروغ" تضمین کردن
پیشانیِ آرزو رو چین چین کردن
- ۹۶/۱۱/۲۸