بقایای روستای بادامک در گذر زمان
صبح شوگیر به اتّفاق آقای حسینیان برای گَـوِه زدنِ تخمِ خربزه و هندونه جهتِ کشتِ دیمه ، از محدودهٔ خضری خارج شدیم . . .
پس از اتمامِ کار،حدود ساعت 10 صبح برای رفعِ خستگی سری به روستای تاریخیِ بادامک زدیم که در امتدادِ زمان از اون
بجز بقایای خانه های قدیمی چیزی باقی نمونده بود ؛
بادامک ؛ تنها دلش به چنار کهنسالش خوش بود که همچون گذشته با هیبت و عظمت نشون می داد .
قناتِ بادامک توانِ نفس زدن نداشت و نشونی از اون قناتِ سرزنده و با نشاط در چهره اش دیده نمی شد ؛
با وجود اینکه از سرسبزی و شادابی بادامک اثر چندانی نبود،ولی خانه هایی رو دیدیم که از پسِ زلزله و خشکسالی ها
هنوز حرف های زیادی برای گفتن داشتن و میشد قدمت و زیبایی تاریخ رو از در و دیوارهای اونا فهمید ؛
در تصاویر ذیل تنـور قدیمی که تارعنکبوت بسته و لـون(محل نگهداری احشام) و خُمـره ای که بجای سیلو از اون
برای نگهداری گندم وجو استفاده میکردن و از کاهگل درست شده بود در نوع خودش جالبه . . .
خونه ای هم که بنظر می رسید متعلق به یکی از بزرگانِ بادامک بوده و از چندین ایوون و اتاق تشکیل شده بود در تصاویر
قابل رؤیته /.
- ۹۵/۰۳/۲۸
سلام. عکسهای جالبی بود.
ضمنا این روستا محل تولد اجداد آقای حسین بادامکی بازیکن پرسپولیس بوده است.
راستی وقت هم کردین که گوچه هندوانه بزنین یا نه؟ خخخخ