آنچنان زی که بمیری ؛ برهی/ نه چنان زی که بمیری ؛ برهند ...
حسن خسروی خضری (شهرآرزوها) | چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۳۶ ب.ظ
یکصدو بیست وپنج روز ، گذشته از روزیکه / قلبِ منو اهالی ، سردشد و تیکه تیکه
خدای مردم شناس ، بابا رو برد به جنّت / ما موندیمو غصّهٔ ، ثانیه های حسرت
اون روز هنوز یادمه ، اون خبرِ ناگوار / با مادر و بچّه ها ، شدیم به ماشین سوار
مادر تو اوجِ ایمان ، می داد به ما دلداری / ولی کنارِ چشماش ، اشکِ عطا بود جاری
رضانژاد گفته بود ، بابا حالش خرابه / گمانِ اینهم نبود ، که باباجون "جوابه "
وقتی رسیدیم اونجا ، رضا منو بغل کرد / دستِ منو گرفتو ، یه جور دور از محل کرد (رضا رضانِژاد)
گفت که حسن صبور باش ، قسمتِ ما همینه / بابات نفس نداره ، دیدارِ آخرینه
قلبم نزَد یه لحظه ، صدام به آسمون رفت / تو آغوشِ مادرم ، گفتم که بابا جون رفت . . . !
اشکای ما چشمه شد ، چشمهٔ داغِ بابا / عطا محمّدم کو ، زوده فراقِ بابا
پدر میونِ راه بود ، راهی که دوس داشت بره / راهی که پشتیبانش ، روضه های مادره
آی بچّه های خضری ، خوب بودنو حس کنین / دلهاتونو با حسین ، راهیِ مجلس کنین
نمــاز فراموش نشه ، روزه تا افطار کنین / با خُلقِ نیکو هَمَش ، خدا رو تکرار کنین
نزدِ علی جمعــه ها ، برین و باور کنین / دنیا نداره عمری ، بوسه به مادر کنین
قرائت فاتحه برای شادی روحِ همه درگذشتگان بویژه مرحوم خانم لعل و دختر بزرگوارشون
(" دو مادر مهربون و با ایمان " )

خدای مردم شناس ، بابا رو برد به جنّت / ما موندیمو غصّهٔ ، ثانیه های حسرت
اون روز هنوز یادمه ، اون خبرِ ناگوار / با مادر و بچّه ها ، شدیم به ماشین سوار
مادر تو اوجِ ایمان ، می داد به ما دلداری / ولی کنارِ چشماش ، اشکِ عطا بود جاری
رضانژاد گفته بود ، بابا حالش خرابه / گمانِ اینهم نبود ، که باباجون "جوابه "
وقتی رسیدیم اونجا ، رضا منو بغل کرد / دستِ منو گرفتو ، یه جور دور از محل کرد (رضا رضانِژاد)
گفت که حسن صبور باش ، قسمتِ ما همینه / بابات نفس نداره ، دیدارِ آخرینه
قلبم نزَد یه لحظه ، صدام به آسمون رفت / تو آغوشِ مادرم ، گفتم که بابا جون رفت . . . !
اشکای ما چشمه شد ، چشمهٔ داغِ بابا / عطا محمّدم کو ، زوده فراقِ بابا
پدر میونِ راه بود ، راهی که دوس داشت بره / راهی که پشتیبانش ، روضه های مادره
آی بچّه های خضری ، خوب بودنو حس کنین / دلهاتونو با حسین ، راهیِ مجلس کنین
نمــاز فراموش نشه ، روزه تا افطار کنین / با خُلقِ نیکو هَمَش ، خدا رو تکرار کنین
نزدِ علی جمعــه ها ، برین و باور کنین / دنیا نداره عمری ، بوسه به مادر کنین
قرائت فاتحه برای شادی روحِ همه درگذشتگان بویژه مرحوم خانم لعل و دختر بزرگوارشون
(" دو مادر مهربون و با ایمان " )

- ۹۵/۰۳/۲۶