خضـــری شهــــر آرزوهـــا(2)

شهر ییلاقی خضری دشت بیاض،پیشانی سرسبز خراسان جنوبی

خضـــری شهــــر آرزوهـــا(2)

شهر ییلاقی خضری دشت بیاض،پیشانی سرسبز خراسان جنوبی

خضـــری شهــــر آرزوهـــا(2)

حســن خســـــروی خضـــــــــــری
" کارشنــاس ریـــاضـــی کاربـــردی"
.........................................
در"محــرّم" شهیــدخواهیــم شــد
مردمانـی جــدیــد خواهیـــم شــد
حـقّ خـود از عَلَـم طلـب خواهیـــم
درحسیــن نـاپـدیـدخـواهیــم شــد
غــافــل از خــدا،صــــدا نــزنیـــــم
در رسیـدن،شـدیــد خواهیــم شـد
بــا ســرایــش ز بیـت استحقــــاق
شعــرنــابِ نـویــد خـواهیــم شــد
خضـــریـایـی ،چــو دانــۀ زنجیــــــر
هر طلسمـی،کلیـد خواهیــم شد
بــــا عنــایتـــــی ز عاشــــــــــورا
جـایـی از سـررسیـد خواهیـم شد

پیوندها

خب به شکرانهٔ الهی،نماز باران در محلِّ مسجد جامع مقدّس خضری برگزار شد ؛

مهمان ویژهٔ شهرمون،حجه الاسلام اصفهانی امـام جمعـهٔ قـاین بود که جهت برگزاری نمـاز تشریف فرمـا شده بود ؛

قرار بود طبقِ دعوتی که ستاد نماز جمعه و سازمان تبلیغات اسلامیِ خضری دشت بیاض از حاج آقای اصفهانی داشتن،نماز باران به

امامت ایشون برگزار بشه . . .

ولی بنا به دلایلی نامعلوم علی رغم دوبار هماهنگی این اتّفاق نیفتاد و در نهایت حاج آقای مدنیِ خودمون،با حالتِ خضوعِ خاصی

امامتِ این نمازِ پربرکت رو بر عهده گرفتند ؛

نکته مهّم در این بین،اشک های دوشت داشتنیِ مُلّا حسینِ محمّــدپــور بود !!؛

حسین آقا در حالیکه ائمه رو می دید،با اونا گفتگو میکرد،اشک می ریخت و استغاثه میکرد . . .

می گفت که سیلاب راه افتاده و داره از کنار ما رد میشه ! ؛

باید عوض بشیم تا نهرهایِ روان سهمِ ما بشن ؛

چشمِ دلش باز شده بود ؛ همانگونه که بارها می گفت ؛

حالتِ بسیار عجیبی داشت،،،

خدا حفظش کنه ؛

0-2gelebloem.gif

شهرآرزوها

خضری شهرآرزوها

  • حسن خسروی خضری

نظرات  (۱)

یه عکس از نماز هم میذارن بنده خدا
پاسخ:
سلام هادی...باشه هادی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی